سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )

58

زبور آل داود ( فارسى )

سه هزار سوار جرار افغان متوجه محاربهء او شدند . در سر پل فسا مقاتله روى داد و آن مكان جايى بود بسيار تنگ و محل صف آرايى نبود . ارادهء سيد احمد شاه چنان بود كه لشكر خود را از پل و نمكزار گذرانيده آن طرف جنگ واقع سازد و لشكر افغان پيشدستى نموده ، از پل گذشته بودند و دست چپ سيد احمد شاه كوهستان بود و در دست راست درياى نمك كه هرگاه انسان يا حيوان در آن افتد فرو مىرود و ناپديد مىگردد . چون لشكر افغان نمودار شدند ، نظر به آنكه ميانهء دو لشكر فاصله چندان نبود ، شجاعان افغان شمشيرها كشيده ساعد دست چپ را پيش چشم و روى خود گرفته فرياد برآورده عنان ريز بر لشكر سيد احمد شاه تاختند و ايشان تاب نياورده و نيز جهت تنگى مكان ، كمك از عقب به آنها نرسيد . جمعى كشته شدند و جمعى برگشتند . مقارن اين حال ، ولى محمد خان و طالب خان هر دو از دست راست و ساقهء لشكر روى در فرار آوردند . به نوعى قشن متراكم شد كه مجال صف آرايى در آنها نماند و بسيارى از لشكر سيد احمد شاه به درياى نمك فرو رفت و بسيارى كشته شدند و بسيارى اسير شدند . سيد احمد شاه در كمال بىاحتياطى ، در آن روز به تخت روان نشسته بود . چون مشاهدهء اين احوال نمود ، مضطرب پاى برهنه از تخت روان به زير آمده خود را به اسبهاى كوتل رسانيده سوار شد و تاج سلطنت از سر انداخته ، به صورت متبدل ، تنها جنگ و گريز نموده خود را از معركه به در انداخت و لشكر افغان كارخانجات و اسباب شاهى و اموال سركردگان و سرداران شاه را برداشته به شيراز رفتند و از بيم تعاقب ننمودند . سيد احمد شاه ، با مشقت بسيار ، روز ديگر خود را به نيريز رسانيد . در آنجا اسبان را عليق خورانيدند و با هفتصد هشتصد سوار كه همراه او باقى مانده بود ، از درياى نمك ديگر كه در ميان آنجا و كرمان است گذشته داخل كرمان گرديد . چون سركردگان كرمان بعضى كشته و برخى اسير شده [ بودند ] چندان جمعيتى بر سر او نشد . بلكه اكثر قلاع اطاعت ننمودند و بعد از چند روز خبر رسيد كه سركردگان كرمان كه اسير افغان شده بودند و افاغنه آنها را روانهء اصفهان نموده بودند ، اشرف كه در آن وقت پادشاه افاغنه بود